تبليغاتX
m.delighandi با شما در روزهاي تنهايي ...

 

 امروز شنبه ۱۲ /۳/۱۳۸۶

 

سلام به دوستای مهربونم که محبتشونو هیچ وقت از این حقیر کم نمیکنن . 

 

در مورد پست قبلی بگم که تکلیف هنوز معلوم نیست ،ا ما خیلی

 

امیدوارم  ، شما هم دعا کنید بمونم ، چون دلم اینجاست .

 

 بچه ها الان که این پست و دارم آپ میکنم   بیشتر از 24 ساعته که

 

نخوابیدم . راستش امروز امتحان داشتیم  دیروز و دیشب تا صبح داشتم

 

 درس میخوندم .ساعت 8  امتحان داشتیم . با اینکه امتحانمو خوب ندادم

 

 ولی امروزاحساس خوبی دارم . جاتون خالی بعد از اینکه از دانشگاه به

 

 خونه اومدم (ساعت 8 شب )، رفتم استخر . راستش ایینجا یه استخر

 

هست که یه سانس مخصوصه مسیولین و فرماندهان ارتشه ، که

 

منم قاچاقی به حساب بابام میرم ، خیلی باحاله چون اصولاٌ 2 و3 نفر

 

بیشتر نیستیم تازه اونا هم که میان میرن سونا ،تقریباً استخرش

 

 همیشه خصوصیه خودمه . ولی امروز نا خود آگاه که روی آب

 

دراز کشیده بودم  و داشتم واسه خودم آواز میخوندمتصمیم گرفتم بیام

 

و از یه روز خوب براتون بگم .

 

 یه روز خیلی عادی که چون خودم خواستم  و اینجوری بهش نگاه

 

میکنم، به یه روز خوب تبدیل شد ، حالا که میخوام بخوابم راحت سرمو

 

میزارم روی بالش و با لبخند چشمامو روی هم می زارم ..

 

راستی صبح که میخواستم از خونه برم بیرون یه

 

 بسم ا.. گفتم و از خدا خواستم که کمکم کنه و به مخلوقش وا نذارتم ....

      

          دست حق یارتون ...............

 

پست بعدی هم آپ شده (بخوانید)...

................

................

.............................

.....................

..........

....

.

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 17:39 توسط مهدی |

   

سلام.

 جونیکی از دوستان گفته بودن خودتو معرفی کن .

 البته بیشتر کسانی که به اینجا قدم رنجه میکنن بنده رو میشناسن ولی چون می فرمایید چشم.

  من مهدی هستم . ۲۱ سالمه ،دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه پیام نور بوشهر .

 تهران بدنیا اومدم و در محله ی پونک بزرگ شدم تا ۵ سال پیش که به بوشهر اومدم و تا حالا هم که خدمتتون هستم .اگه سعادتی باشه /

 موفق و سربلند باشید... 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 17:35 توسط مهدی |